تبلیغات
صورتکهای خدا - به بهانه‌ی رسیدن بهار؛ تأملاتی فلسفی در باره‌ی طبیعت (بخش اول)
 
وبلاگی با موضوع هستی، عرفان و موسیقی

به بهانه‌ی رسیدن بهار؛ تأملاتی فلسفی در باره‌ی طبیعت (بخش اول)

نوشته شده توسط :مُضطرّ مُنیب
یکشنبه 28 اسفند 1390-09:33 ق.ظ


آن چه در ادامه می‌آید تأملاتی است فلسفی در باب طبیعت و دگرگونی‌های آن. منابع الهام بخش این نوشته، نظریه‌ی «حرکت جوهری» حکیمِ متأله ملا صدرای شیرازی (رضوان خدا بر او باد)، و همچنین تنبهات فلسفی علامه‌ حسن زاده آملی (که خدا نگهدار ایشان باشد) در جلد اول سه‌گانه‌ی الهام‌بخش ایشان با نام «دروس معرفت نفس» می‌باشد.


بهاری دیگر از پی سلسله‌ی بی‌پایان فصول و سال‌ها فرا می‌رسد، و سر به بیرون آوردن شکوفه‌ها از شاخ و برگ درختانِ برخاسته از خاک، و سرزدن جوانه‌ها از دل ساقه‌های نوشیده از آب، مجددا نمایشی شگفت و دل‌انگیز از چرخه‌ای دیگر از حیات زمین را برپا می‌دارد. حلقه‌ای دیگر از بالندگی و شکوفایی بعد از دوره‌ای از سردی و رخوت، و فصل جدیدی از تولد و پرباری در پی دوره‌‌‌ای از بی‌ثمری و بی‌حاصلی فرا می‌رسد. نو شدن طبیعت آن چه در اوست را نیز دچار تحول و دگرگونی می‌کند. تخم‌ها و رحم‌های انواع حیوانی، آبستن نسل جدیدی از جوجه‌ها و توله‌ها و لاروها و ... می‌شود، و طبیعت که دامن خود را پربار کرده است نوخاستگان را با سفره‌ی رنگارنگ خود اطعام می‌کند، و بدین گونه نظامی درهم‌‌‌تنیده از وابستگی‌‌‌ها بین گیاهان و حیوانات به وجود میآید.


بار دیگر نیروی حیات و حرکت با صورت‌‌‌ها و تجلیات بی‌پایانش همه چیز را به حرکت و جنب‌‌‌وجوش  وا می‌دارد تا گونه‌های مختلف حیات را به سوی کمال خاص خود رهنمون کند. دانه به جوانه، جوانه به ساقه، ساقه به نهال و نهال به درخت تبدیل می‌شود؛ و از درخت مجددا میوه می‌روید؛ میوه‌ای که در خود دانه‌هایی را به آرامی جای داده است. و این گونه است که نیروی حیات بعد از این که در پشت نقاب‌‌‌ها و صورتک‌‌‌های گوناگون جولان می‌‌‌دهد، از دانه به دانه می‌رسد و این توالی تکرار شونده را نهایتی نیست.


آیا چنین توالی خلل‌‌‌ناپذیری از سال‌‌‌ها که چرخه‌‌‌ی تخلف‌‌‌ناپذیری از حیات و مرگ را در صحنه‌‌‌ی طبیعت رقم می‌‌‌زند واجد نکاتی قابل تأمل برای انسان‌‌‌های اندیشه‌‌‌ورز نیست؟

راستی چه نیرویی در درون دانه‌‌‌های در دل خاک آن‌‌‌ها را به جوانه زدن و ریشه دوان از یک سو و ساقه دراندن از سویی دیگر فرمان می‌‌‌دهد؟ چه نیروی هوشمندی رگ‌‌‌هایی را در درون ساقه‌‌‌های گیاهان برای تغذیه برگ‌‌‌ها و میوه‌‌‌هایشان تعبیه می‌‌‌کند؟ شگفتی این فرایند رویش را که از دانه آغاز و به دانه منتهی می‌‌‌شود چگونه توضیح می‌‌‌دهیم؟

گذشته از این، وقتی نگاهمان را فراخ‌‌‌تر می‌‌‌کنیم و فرایند تکامل گیاهان را در عرصه‌‌‌ی وسیع‌‌‌تر طبیعت که شامل دیگر گونه‌‌‌های حیات نیز می‌‌‌شود نظاره می‌‌‌کنیم، شگفتی‌‌‌هایی جدید از یک نظام متداخل و در-هم-تنیده که اجزای آن ارتباط هدفمندی با یکدیگر دارند بر ما آشکار می‌‌‌شود. گیاهان در فرایند ایجاد ماده‌‌‌ی سبز که رنگ سبز برگ‌‌‌ها را ایجاد می‌‌‌کند، دی‌‌‌اکسید کربن را به اکسیژن تبدیل می‌‌‌کنند؛ عنصری حیاتی که تمام گونه‌‌‌های حیوانی و همچنین انسان‌‌‌ها برای بقاء به آن نیازمندند. از طرف دیگر میوه‌‌‌ها و برگ‌‌‌های گیاهان منابع خوراک بسیاری از حشرات و حیوانات و انسان‌‌‌ها را تشکیل می‌‌‌دهد. همچنین اندام یا اجزای بسیاری از گونه‌‌‌های گیاهی تبدیل به مأمنی برای بنای آشیانه‌‌‌های حشرات و حیوانات می‌‌‌شود. سنجاب در دل درخت، کرم‌‌‌ها در زیر پوسته‌‌‌ی آن و پرندگان بر روی شاخه‌‌‌های آن مأوا می‌‌‌کنند.
شگفت‌‌‌تر از تمام این واقعیات، چرخه‌‌‌ی کون و فسادی است که بر فرایند خوداحیاءگر حیات حاکم است؛ فرایندی که طی آن عناصر و ذرات پراکنده‌‌‌ی طبیعت در قالب ارگانیزم‌‌‌های زنده سازمان‌‌‌دهی می‌‌‌شوند. همان طور که می‌‌‌دانیم اندام‌‌‌ها و اعضا تمام گونه‌‌‌های حیاتی نهایتا از چند عنصر ساده تشکیل شده‌‌‌اند که عمده‌‌‌ترین آن‌‌‌ها آب و مشتقات کربن است. اما آن چه که باعث ظهور حیات می‌‌‌شود ساماندهی خاص این عناصر در قالب سلول‌‌‌ها و متعاقب آن سامان یافتن سلول‌‌‌ها در قالب اندام‌‌‌های گونه‌‌‌های زیستی است. بدین ترتیب است که از عناصر بیجان، صورت‌‌‌های جان‌‌‌دار منبعث می‌‌‌شوند. بعد از این که این صورت‌‌‌های جان‌‌‌دار (یا گونه‌‌‌های زیستی) فرصت کوتاه خود برای  بهره‌‌‌مندی از موهبت زندگی را سپری کردند بعد از مرگ دوباره به همان عناصر بنیادی تجزیه می‌‌‌شوند؛ عناصری که بعدا چرخه‌‌‌ی بی‌‌‌پایان حیات دوباره آن‌‌‌ها را در قامت ارگانیزم‌‌‌هایی زنده‌‌‌ی جدیدی سامان خواهد داد: از خاک به خاک و دوباره از خاک.

حالا بعد از تأمل در توصیفات بالا، بایسته است که بپرسیم چه نیرویی این چرخه‌‌‌ی بامعنی و غایت‌‌‌مند را هدایت می‌‌‌کند؟ چه نیرویی است که از ذرات خاک، حیات را برمی‌‌‌انگیزد و دانه‌‌‌ها و تخم‌‌‌ها و نطفه‌‌‌ها را صورت‌‌‌گری می‌‌‌کند و آن‌‌‌ها را به بلوغ و بالندگی می‌‌‌رساند؟ و نهایتا این واقعیت که تمام این گونه‌‌‌های حیات بعد از پایان رسیدن عمرشان به همان ذرات اولیه خاک تجزیه می‌‌‌شوند چه مدلولاتی دارد؟

انشاءالله به زودی این تأملات را پیگیری خواهیم کرد...




فکرناظر
شنبه 24 فروردین 1392 07:11 ب.ظ
طبیعت اگر سالی یک فصل بهار را تجربه می کند امیدوارم هر روز و هر فصل زندگیتان بهاری باشد.
پاسخ مُضطرّ مُنیب : متشکرم برادر. انشاءالله شما هم در مسیر حق پاینده باشید. وبلاگ تان در مورد دکتر احمدی نژاد عالی است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox