تبلیغات
صورتکهای خدا - به بهانه‌ی رسیدن بهار؛ تأملاتی فلسفی در باره‌ی طبیعت (بخش دوم)
 
وبلاگی با موضوع هستی، عرفان و موسیقی

به بهانه‌ی رسیدن بهار؛ تأملاتی فلسفی در باره‌ی طبیعت (بخش دوم)

نوشته شده توسط :مُضطرّ مُنیب
دوشنبه 21 فروردین 1391-11:08 ق.ظ


در گفتار قبلی، دگرگونی‌های بی‌پایان عالم طبیعت و چرخه‌های مرگ و حیات جاری در آن را مورد تأمل قرار دادیم. روشن شد که عالم حیات، نظامی درهم‌تنیده از وابستگی‌هاست و در آن فرایندهای متعددی زمینه را برای شکل‌گیری گونه‌های حیاتی مختلف فراهم می‌کنند. این گونه‌های حیات، رشد خود را از نازل‌ترین و ضعیف‌ترین مرتبه‌ی خود (دانه و تخم) آغاز می‌کنند و بالنده می‌شوند تا به غایت نهایی خود برسند. آن‌ها بعد از گذران مرحله‌ی بلوغ، نمونه‌های جدیدی از گونه‌ی خود را از طریق زاد و ولد ایجاد می‌کنند. طبیعت، مادر مهربان و مجهزی است که مایحتاج تمام گونه‌های حیات را فراهم می‌کند: مأوا، غذا، مراقبت، آب، هوا، و … .


آن‌گاه سوالاتی را مطرح کردیم: چه نیرویی این چرخه‌‌‌ی بامعنی و غایت‌‌‌مند را هدایت می‌‌‌کند؟ چه نیرویی است که از ذرات خاک، حیات را برمی‌‌‌انگیزد و دانه‌‌‌ها و تخم‌‌‌ها و نطفه‌‌‌ها را صورت‌‌‌گری می‌‌‌کند و آن‌‌‌ها را به بلوغ و بالندگی می‌‌‌رساند؟ و نهایتا این واقعیت که تمام این گونه‌‌‌های حیات بعد از پایان رسیدن عمرشان به همان ذرات اولیه خاک تجزیه می‌‌‌شوند چه مدلولاتی دارد؟ آیا انسان نیز بعد از مرگ تجزیه و نابود می‌شود یا به گونه‌ای دیگر به حیات خود ادامه می‌دهد؟

حکیم الهی، محمد صدر شیرازی، ملقب به ملا صدرا و صدر المتألهین، این فرایند را با نظریه‌‌‌ی «حرکت جوهریه» خود تبیین کرده است. او در پاسخ به مسئله‌‌‌ی دیرین «حرکت» در فلسفه‌‌‌ی اسلامی، برای اولین بار و بر خلاف فلاسفه‌‌‌ی پیشین اثبات کرد که حرکت اصالتا در جوهره‌‌‌ی اشیاء حادث می‌‌‌شود نه در عوارض آن‌ها. این حرکت که همان تغییر و دگرگونی عناصر ماده در دنیا است، منجر به خلق صورت‌‌‌هایی مادی می‌‌‌شود که اعم هستند از: جماد، نبات، حیوان، انسان؛ و بالاخره‌ی صورت‌هایی مجرد از ماده یعنی نفس و عقل.

بدین ترتیب حرکت جوهری که می‌‌‌توان آن را «ید خلاق ذات حق» در طبیعت دانست، ذرات و عناصر را به ترتیب در قالب صورت‌‌‌های جمادی (سنگ‌‌‌ها و کانی‌‌‌ها)، صورت‌‌‌های نباتی (گیاهی)، صورت‌‌‌های حیوانی و نهایتا صورت انسانی مصور می‌‌‌کند و بدین ترتیب ماده در صورت انسان به نهایت کمال خود می‌‌‌رسد. از این جاست که کمال ماده، زمینه‌‌‌ساز ظهور جوهر و کیفیت جدیدی به نام روح می‌‌‌شود که از جسم مادی انسان منبعث می‌‌‌شود. روح بر خلاف صورت‌‌‌های جسمانی که روزی تجزیه و نابود می‌‌‌شوند، حیاتی ابدی دارد و از همین جاست که مسئله‌‌‌ی سعادت و شقاوت برای انسان معنا پیدا می‌‌‌کند. چرا که این کیفیت متأخر که روح یا نفس نامیده می‌‌‌شود کمالش غیرمادی است نه مادی.

کمال روح همانا زدودن آن از کدورت‌‌‌های مادی اعم از حرص و شهوت، و مشتهیات نفسانی اعم از کبر و حسد و عجب و غرور است تا آن جا که با کنار زدن همه‌ی حجاب‌های وجودی (اعم از ظلمانی و نورانی) در حقیقت محض هستی یعنی ذات حق فانی شود. به همین دلیل انبیاء که حاملان حقیقت هستی بوده‌اند انسان را «صورت خدا» نامیده‌اند؛ چرا که انسان تنها صورت وجودی است که می‌تواند خدا را با فناء مطلق در او ادراک کند.

خدایا توفیق عمل و صدق نیت را به ما عطا کن و ما را از دام علم بی‌عمل که اسباب عجب و غرور است بِرهان!
خدایا در فصل بهار و احیاء طبیعت، جان های ما را احیاء و قلوب ما را بهاری کن! آمین! 




تسنیم(خراباتی)
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 09:59 ق.ظ
عالی بود
ممنون
پاسخ مُضطرّ مُنیب : سلام
ممنون از توجهتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox